آشفتگی اجتماعی نسل ها و بحران هویت

به دلیل اهمیت موضوع و نقش حساس و بارز مناسبات فرهنگی و تعاملات اجتماعی جوانان و آینده سازان جامعه، الزام دیده شد که به یکی از زوایای امور اجتماعی جوانان یعنی گسست نسل ها یا فروپاشی یا آشفتگی اجتماعی پرداخته شود، بدان امید که مورد توجه مسئولین و دولت مردان، خانواده ها و اولیای محترم قرار گیرد .

دکتر  ناصر بهمنی 

به طور کلی موضوع های اجتماعی از آن رو مهم تلقی می شوند که فراگیری و گستره آن گروه های تخصصی را در می نوردد و هم چون موجودی سیال در میان افراد و گروه های مختلف جامعه به حرکت در می آید،مسأله و یا مشکل اجتماعی پدیده ای نیست که تنها به سراغ جوامعی خاص بیاید. از همین رو کشورهای مختلف از توسعه یافته و در حال توسعه و توسعه نیافته هر یک به فراخور با پدیده های اجتماعی متفاوتی روبرو میشوند که گاه به عنوان مسأله یا مشکل و گاه به عنوان بحران از آن یاد می کنند.

 برخی از مشکلات، بحران های ملی و برخی دیگر منطقه ای یا جهانی هستند و اما آنچه مسلم است جوامع انسانی همواره با مشکلاتی روبرو بوده است، اگر این مشکلات در مراحل نخستین پیدایش مورد توجه قرار گیرد و برای کنترل و حل آن اقدامی شود، طبیعی است که هزینه های حل آن بسیار اندک خواهد بود، فی المثل موضوع فروپاشی اجتماعی از جمله مسائلی است که بطور جسته و گریخته مورد توجه برخی گروههای سیاسی و اجتماعی بوده و مطرح شده است و یا برخی از جامعه شناسان آنرا به عنوان آشفتگی اجتماعی یا آنومی نامیدند و ابراز داشتند فرو پاشی معنای عمیق تری دارد و معتقدند شرایط کنونی می تواند مقدمه فرو پاشی اجتماعی باشد.

اغلب صاحب نظران متفق القول ابراز میدارند در شرایط کنونی، در زمینه فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دچار نوعی آنومی هستیم، به این صورت که قوانین و مقررات مشخصی و معینی در محدوده های اقتصادی و اجرائی و … وجود ندارد و مردم در هر زمینه ای در شک و تردید هستند و مصداق شعر زیر است » هیچ آدابی و ترتیبی مجو هر چه می خواهد دل تنگت بگو »

به عبارتی دیگر دلیل ایجاد آشفتگی اجتماعی در جامعه ما این است که قوانین و مقررات و هنجارهائی که طی سالها و قرن ها اعتبار یافته و تثبیت شده است اکنون همه آنها رها شده است و به امید آنکه هنجارهای جدیدی جایگزین آن شود، در حالیکه هنجارهای جدید نیز یا نهادینه نشده است و یا اصلا وجود ندارد، به زبانی دیگر یعنی قوانین و مقررات ثابتی جای قوانین و مقررات قبلی را نگرفته است، و در نتیجه مردم نیز دچار سر در گمی و بلا تکلیفی هستند بطور مثال: در ارتباط با سرمایه گذاران اقتصادی ) اعم از همه بخش های صنعتی، خدماتی و … ( افراد دچار سر در گمی شده و اقدامات سلیقه ای مسئولین در مناطق و دوائر مختلف حاکم بر امور است پُر مسلم است همین آشفتگی اجتماعی منجر به فساد اجتماعی می شود، فساد اجتماعی با آنومی اجتماعی Anomi Social رابطه مستقیم دارد و این موارد مردم را به شدت نا امید می کند.

 و البته جامعه شناسان دلیل گسترش فساد را کاهش کنترل درونی یعنی ضعف وجدان عمومی و اعتقادات و از بین رفتن تعصبات ملی و میهنی و کاهش کنترل بیرونی ضعف سیستم های نظارتی و هدایتی است. آنومی و یا فروپاشی اجتماعی یعنی از میان رفتن هنجارهای مطلوب اجتماعی و به عبارتی دیگر یعنی زمانی که ارزش ها و هنجارهای اجتماعی مورد تهدید قرار گرفته و جامعه فاقد ارزش ها و هنجارهای راهنما گردد البته ناگفته نماند بخش عمده ای از هنجارها و ارزش های اجتماعی ما به دلیل اتصال و همراهی با ارزش های دینی و تطابق تاریخی با این ارزش ها در ضمیر ناخود آگاه مردم شکل گرفته و با به عبارتی درونی شده است، و به همین سبب نسل نوین جامعه ما هر چند با دیده شک به ارزش های نسل گذشته می نگرد، اما این به معنای نفی آن ارزش ها بصورت مطلق و عدم جایگزینی ارزش های جدید که به پدیده آنومی منجر میشود نیست.

جامعه ایرانی وحتی نسل جدید آن ضمن نقد ارزش های کهن و باور به بعضی از آنها در پی ایجاد نوعی تعامل و تطابق میان آن ارزش ها و اقتضائات دوران جدید است و اما احساس نگرانی نسبت به فرآیندی است که آغاز و پیامد های آن هنوز بخوبی معین و روشن نیست، برغم اینکه از الگوهای بسیار غنی ملی و مذهبی بهره مند هستیم و تاریخ این آب و خاک نشان داده است که هیچگاه از ریشه ها و بنیانهای خود فاصله نگرفته ایم و لکن باید باور کنیم که نسل جدید ما در معرض وضعیتی قرار گرفته که الزام است به خوبی توصیف و تبیین و تحلیل شود و بطور مداوم و مستمر تغیر و تحوالت نگرشی، گرایشی و حلقه ای هویتی آنها مورد باز کاوی دقیق و بررسی قرار گیرد.

یکی از ابعاد تعلق آفرین که می تواند هم ریشه در عواطف و هم ریشه در پیوندهای اجتماعی و در گرایش های فرا مادی داشته باشد، موضوعاتی است که نزد افراد از اهمیت برخوردارند و بخشی از هویت افراد بوسیله همین عوامل که در حقیقت بیانگر ارزش های واالیی در نزد افراد است، تعیین و تعریف می شود، و به اختصار باید گفت این موارد به سه دسته که شامل ارزش های فردی، ارزش های پیوند دهنده اجتماعی و عوامل فوق مادی یا فرا مادی است، تقسیم می شوند.

لازم بذکر است که تمامی پدیده های اجتماعی که گاه به صورت معضل در می آیند ریشه های تعمیق روانشناختی و روانکاوانه دارند، ریشه در تعامل های بین فردی و الگو برداری های خود آگاه و نا خود آگاه، مستقیم و یا غیر مستقیم داشته و یکی از این پدیده ها، مفهوم اختلاف دو نسل است، اختلاف فرهنگی، جهان بینی و شخصیتی فراوان دارند، که به جرأت می توان اظهار کرد در سالهای گذشته در بعد توسعه فرهنگی و کاهش اختالف فرهنگی به عنوان عنصر اصلی و تسهیل کننده و زیر بنای دوام و بقاء و مشارکت اجتماعی مردم است، و این حرکت در حفظ و بقای هویت ملی و ایجاد همبستگی ملی و ارتباط سالم بین نسل ها و رضایت مندی جوانان نقش حیاتی دارد.

ماندگاری هویت و فرهنگ ملی و پاسداری از آداب و رسوم، ارزش ها و میراث فرهنگی خود از شاخص های اصلی رشد فرهنگی است. و از راهکارهای دستیابی به توسعه فرهنگی می توان ایجاد شرایط برای تقویت هم گرائی قومی، تبادل فرهنگی ملل و طوایف، روز آمد کردن ارزش ها و باورها و هنجارهای فرهنگی متناسب با تحوالت جهانی در چارچوب فرهنگ ملی، برنامه ریزی و ایجاد تمهیداتی برای غنی سازی اوقات فراغت همه اقشار بویژه جوانان جهت ایجاد مصونیت فرهنگی، سازماندهی فعالیت های فرهنگی و هنری در سطح ملی و منطقه ای، فراهم ساختن زمینه های رشد و تعالی استعداد های بالقوه متناسب با ظرفیت و شرایط مناطق، فراهم ساختن امکان حضور اهل فرهنگ و هنر در مجامع و همایش ها و نمایشگاههای ملی و بین المللی، حفظ و احیای ارزش های فرهنگی، مذهبی و ویژگی های هویتی هر فرهنگ و قوم و .. . یاد آور شد و باید متذکر شد هیچ انتظار نیست که این برنامه ها به یکباره اتفاق افتد و پر مسلم است نیازمند برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت خواهد شد.

مع الوصف سخن کوتاه نموده و در پایان این بحث بار دیگر گوشزد می نماید که جوانان و بویژه آنانیکه دارای استعداد درخشان هستند جزو سرمایه های بزرگ ملی ما محسوب میشوند، آیا خبرهائی که درباره بریدگی های آنان از جامعه، فرار از خانه، گرفتار معضالت و بزهکاری اجتماعی و علی الخصوص کوچ از ایران عزیز به گوش میرسد، نمی بایست متولیان امر را به تفکر و اندیشه برای اتخاذ راهکارهائی وا دارد، بنظر میرسد زمان دست روی دست گذاشتن و فقط به شعار دادن و به ابراز تأسف بسنده کردن گذشته باشد، باید کاری کرد. بیائید قلبأ باور کنیم که ایران یعنی همه ما و شاید با گردشگری ذهنی و مجازی بدور آن، بیشتر با شمال و جنگل های سر سبزش، غرب و کوهستان های سر به فلک کشیده اش، جنوب و مهمان نوازی مردمانش، شرق نیمه بیابان با دستار و لباس های تمام سفید مردمان بلوچ و مرکز تمام کویری با کویر لوتش که جائی برای دم کشیدن است، با ایران عزیز بیشتر آشنا شویم و برای ایران عزیز و مردم خونگرم و وفادار و دوست داشتنی آن بیشتر دل بسوزانیم.

خلاصه کلام اینکه لازم و ضروری است در خصوص بحران و اثرات سوء فرهنگی برای نسل جوان و راههای پیشگیری این امر بنیادی تدابیری اتخاذ شود و  مسلم است شرط موفقیت در گروی بهره مندی از نظریه علمی و کارشناسی صاحب نظران، اندیشمندان، جامعه شناسان، روانشناسان و پذیرش واقعیت های روانشناسی رشد و شخصیت جوانان و دوری از خوش باوری های غیر واقعی و گریز از کتمان واقعیت های عصر سرعت و عصر تکنولوژی خواهد بود. به امید روزی که همه ما همواره با گسترش بذر معرفت و توجه به جایگاه جوانان، شاهد تأمین جامعه ای پویا و با نشاط و کشوری مستعد و بالندگی جوانان داشته باشیم.

 

انتشار خبرها در جوامع مجازی



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *